دولت که به دلیل کاهش درآمد نفتی و اضافه شدن ایران به فهرست سیاه اف ای تی اف در مضیقه مانده بود، در زمانی که همه بورس های دنیا سقوط کردند با هدف گرفتن مالیات نیم درصدی از هر معامله بورس بورس را رونق بخشید.
به گارش پایگاه خبری-تحلیلی کلاغ نیوز؛ این روزها همه از تب داغ بورس خبر دارند، زیرا صدا و سیما ماموریت داره به هر نحوی که شده مردم را پولدار کند! اما داستان رونق بورس در این شرایط به وقعیت کلان اقتصاد کشور بر می گردد و شواهدی هم بر این ادعا وجود دارد که عملا بورس با خواست دولت رشد کرده است، چراکه بورس ایران درست دقیقا در زمان شیوع کرونا و سقوط بورس های بین المللی رونق گرفته و همین موضوع حکایت از این دارد که رشد شاخص براساس معادلات اقتصادی نیست و کاملا شاخص سازی اتفاق افتاده، در واقع دولت با عرضه شرکت های بزرگ دولتی همچون شستا ضمن اینکه بخشی از کسری بودجه خود را جبران می کند شاخص را به هیجان واردار کرده است، به همین دلیل شاخص کل و شاخص هم وزن با همدیگر تطابق ندارد، یعنی عمده رشد شاخص کل توسط شرکت های بزرگ و بنیادی انجام می شود و وقتی که شرکت ها در یک مقیاس(شاخص هم وزن) ارزیابی می شوند نسبت رشد شرکت ها متقارن نیست و حالا این اتفاق ریسک بازار سرمایه را به ویژه برای تازه واردها افزایش می دهد، به همین دلیل مسئولان همواره فریاد می زنند مردم سرمایه های اضافی خود را به بورس بیاورند و خانه یا ماشین خود را برای ورود به بورس نفروشند. این استدلال کاملا وجود ریسک بالا در معاملات تالار شیشه ای را نشان می دهد و البته به این معنا نیست که همه ضرر می کنند، قطعا اینطور نیست و افراد حرفه ای بورس از طریق نوسان گیری همسو با بازی سهامداران حقوقی، سرمایه مردم را از دستشان خارج می کنند. به عبارت دیگر در همین روزهای اخیر شاهد این بوده ایم که یک نماد صف خرید میلیاردی داشته و فردای آن روز صف میلیاردی فروش داشته. حالا این وسط افرادی که از بورس تنها اصطلاح شاخص را شنیده اند چگونه می توانند تشخیص دهند که کدام صف واقعی و کدام کاذب است.
در حال حاضر تنها مشکل سیاست فعالسازی بورس این است که همه مردم بدون اینکه کوچکترین آموزشی ببینند وارد صف معاملات شده اند، در حالی که در بین این جماعت افرادی هستند که تمام دارایشان همان حداقل پس اندازهاست و به امید کمی سود آمده اند.
منافع دولت از بورس چیست؟
دولت پس از اینکه فهمید نفت سقوط کرده و عملا نمی تواند بودجه ۹۹ را تامین کند و از طرف دیگه اف ای تی اف هم ایران در لیست سیاه قرار داده که عملا اوضاع صادرات غیر نفتی و تامین ارز را با چالش مواجه کرده است تصمیم گرفت با جذب نقدینگی مردم در بورس؛ اولا دست مردم را از نقدینگی خالی کند تا قدرت خریدشان را از دست بدهند و مانع بروز تورم شود و بعد با جمع کردن مالیات نیم درصدی از هر معامله بورس درآمد نفت را جبران کند!
در واقع هر معامله بورس حدود ۱.۴۳ درصد کارمزد دارد که نیم درصد آن مالیات است و از آنجایی که روز چهارشنبه آخر اردیبهشت ۹۹ مجموع معاملات حدود ۲۵ هزار میلیارد تومان بود که نیم درصد این مبلغ برابر با ۱۲۵ میلیارد می شود عملا دولت توانسته از درآمد این بخش به اندازه صادرات ۵۰۰ هزار بشکه نفت درآمد کسب کند. به عباردت دیگر دولت در روز آخر معاملات با نرخ ارز آزاد در حدود ۷ میلیون و پانصد هزار دلار در آمد داشته که با در نظر گرفتن ۱۵ دلار برای هر بشکه نفت ایران، متناسب با نرخ امروز و سختی فروش و تحریم ها با درآمد فروش حدود ۵۰۰ هزار بشکه نفت برابر است.
بنابراین در صورتی که دولت از بازار بورس حمایت کند و ارزش بازار تا آخر سال دو برابر شود ، درآمد دولت از بورس برابر با صادرات ۱ میلیون بشکه نفت در روز می شود، این در حالی است که ارزش معاملات روزانه بورس در بهترین شرایط سال۹۸ روزی ۱۰۰۰ میلیارد تومان بوده که یک ۲۵ ام ارزش معاملات یک روز اردیبهشت ۹۹ است.


